خوشبختی
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 4:35
آدما در حالات و موقعیتهای متفاوتی با هم آشنا میشن. توی مهمونی, سر کار, توی خیابون و اینروزا هم که به یمن تکنولوژی توی فضای مجازی.xa0اصلا مهم نیست کجا و چطوری اگر خودت باشی و اهل ماسک زدن نباشی در هر حالتی میتونی فرد مورد نظرت رو پیدا کنی.xa0فقط مهمه که صداقت داشته باشی. وقتی خود واقعیت رو به نمایش م...
سپاسگزاری
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 12:33
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 خدایا بابت همه ی چیزای خوبی که بهم دادی ازت ممنونم.xa0 xa0 xa0 xa0هر وقت هر مشکلی داشتم, هر اتفاقی برام پیش اومده که روح و روانم رو به هم ریخته تو شخصی رو سر xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0راهم قرار دادی تا کمکم کنه. xa0 xa0 xa0 xa0 دقیقا همون حسی که توی قصه ها تفسیرش میکنن و به اصطلاح م...
امان از دلتنگی
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 13:41
گاهی از اطرفیانم دلگیرم میشم. گاهی از بعضیا دلخور میشم. گاهی.... هزار اتفاق میفته که دلم پر میشه پر از حرفای نزده. اینجور وقتا فقط دلم میخواد غر بزنم. هی بگم و بگم تا دلم خالی بشه. دلم میخواد یکی باشه که فقط گوش کنه. توقع جواب شنیدن ندارم. پند و اندرز و راهنمائی هم نمیخوام. فقط یه جفت گوش شنوا میخوا...
انتظار
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:44
بازدر باغ دلم می شکفد غنچه شایدها بر سر گنبد رؤیاهایم باز مرغ طلبم می خواند نغمه بایدها اگر او بازآید اگر آن سایه مهر باز گسترده شود بر سر من اگر آن دیدن ما بار دگر دست دهد اگر آن خاطره ها تازه شود دیگر اینکونه نخواهم نالید دیگر این دیده نخواهد گرئید از سر سبز درخت امید با نوائی جانبخش بلبل باغ یقین...
گور آرزوها
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:44
بعضی وقتا تو زندگی آدم یه موقعیت هائی پیش میاد که باید یک چیزائی رو به خاک بسپاره. یکی گنجش رو خاک میکنه که حفظش کنه و اون یکی غصه ها شو چال می کنه که فراموشش کنه. همه ما هم داشتیم عزیزی رو که به خاک سپردیم چرا که قانون طبیعته. یه چیرائی رو نمیشه نگه داشت. نمیشه بذاریشون سر طاقچه. حتی بودنشون روی طا...
ای کاش
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:44
شوق دیدارت شکیبا میکند این دل رنجور از هجر ترا گل اگر می شکفد باغ اگر می خندد شعر اگر می آید، از پس ذهن خموش اشک اگر میچکد از، نی نی چشم ترم همه را مشغله ایست، که حکایت کند از دیدن تو ای تو همراه ترین ای تو با من بهترین کاش گلدان نیازم روزی از گل عشق تو لبریز شود xa0
شکست
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:44
دیر زمانیست که حضورت را در کنار خود احساس نمیکنم. تو دیگر با من نیستی. نگاهت را از چشمانم میدزدی. دلت با من نیست. احساس تنهائی میکنم. احساس میکنم که زیر پایم خالی شده. ما مسیر کوهستانی را برای پیمودن با هم انتخاب کردیم. در تمام طول راه حمایت تو را با تمام وجودم احساس می کردم. هر لحظه، هر ثانیه و در ...
دوباره
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:43
دوباره عشق است و جنون دوباره مرگ لحظه ها لحظه تلخ رفتنت دوباره بی تو بودنها xa0 دوباره تنهائی من دوباره این چار دیواری سکوت و تنهائی من دوباره این دربدری xa0 دوباره انتظار تلخ دوباره چشم به راهیا تا که درو وا بکنی دوباره از سفر بیای