گاهی از اطرفیانم دلگیرم میشم. گاهی از بعضیا دلخور میشم. گاهی.... هزار اتفاق میفته که دلم پر میشه پر از حرفای نزده.
اینجور وقتا فقط دلم میخواد غر بزنم. هی بگم و بگم تا دلم خالی بشه. دلم میخواد یکی باشه که فقط گوش کنه. توقع جواب شنیدن ندارم. پند و اندرز و راهنمائی هم نمیخوام. فقط یه جفت گوش شنوا میخوام.
دلم میخواد یکی رو داشته باشم که خوب گوش کنه بدون قضاوت کردن بدون اینکه بهم حس گناه بده یا اینکه نگران روزی باشم که حرفامو جایی بازگو کنه. دلم میخواد.....
به اینجا که میرسم بی خیال میشم. غمامو میریزم تو خودم. توی ذهنم با خودم درد و دل میکنم.
خیلیا میگن با درو دیوار و آینه حرف بزن یا برو یه جایی حرفاتو به طبیعت بگو. ولی بازم به هر حال هیچی جای حرف زدن با یه هم نوع رو نمیگیره.
گاهی ما آدما محتاج چه چیزای کوچیکی میشیم و چقدر بعضیا با رفتارهای نادرستشون احتیاجات ما رو به یک سرخوردگی بدل میکنن....
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
برچسب: امان از دلتنگی,امان از دلتنگي,امان از درد دلتنگی,امان از این دلتنگی,
نویسنده: نیما رستمیان